خرید بک لینک

درباره سایت

رضوی

با عرض سلام خدمت شما کاربران عزیز. این وبلاگ توسط من و دوستم طراحی شده است و امیدواریم استفاده لازم را از این وبلاگ ببرید . با تشکر مدیران وبلاگ .

امکانات وب

خبرÙx86اÙx85Ùx87
Ùx86ظرسÙx86جÛx8c
Ø¢Ùx85ار
Ø¢Ùx86Ùx84اÛx8cÙx86 :
بازدÛx8cد اÙx85رÙx88ز :
بازدÛx8cد دÛx8cرÙx88ز :
بازدÛx8cد Ùx87Ùx81تÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد Ùx85اÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد ساÙx84 گذشتÙx87 :
Ú©Ùx84 بازدÛx8cد :
ساعت
-->-->-->
Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯
-->-->-->-->-->-->Â Â Â Â Â Â Â
کد Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯
-->-->--> ذکر اÛx8cاÙx85 Ùx87Ùx81تÙx87 -->-->-->-->-->--> -->-->--> -->-->-->

aryanpc

Ùx83د پرÙx88از پرÙx86دگاÙx86

 اگر خادم حرم بودم ...

 

اگر خادم حرم بودم...

 

اگر خادم حرم بودم، در هر پگاه که دیده از خواب می‏گشودم پیش از هر چیز، دست‏های خود را بر آسمان بلند می‏کردم و از سویدای دل، نیازهایم را به درگاه حضرت بی‏نیاز عرضه می‏داشتم. اگر خادم حرم بودم، هر بامداد با باد همراه می‏شدم و لبانم را با بوسه‏ی ادب بر پرچم سبز بارگاه پر جلال امام همام حضرت علی بن موسی الرضا علیه‏السلام متبرک می‏کردم. 

اگر خادم حرم بودم، با عرض ادب و احترام به پیشگاه هشتمین امام علیه‏السلام، خدای را بر این نعمت عظیم و توفیق والا، سپاس می‏گزاردم. 

اگر خادم حرم بودم، هر خدمتی را که به هر زائر عزیزی ارائه می‏کردم، توفیقی از سوی حضرت سبحان می‏دانستم و از صمیم جان به درگاه حضرت منان، سجده‏ی شکر به جای می‏آوردم. 

اگر خادم حرم بودم، خود را به خاک پای زائران حضرت دوست می‏کشاندم تا از هرگونه پلیدی و پستی رهایی یابم. 

اگر خادم حرم بودم، خطاب به خالق هستی شعری می‏سرودم و در آن تقاضا می‏کردم که در سراسر زندگی، مرا به کسب فیض از صحن و سرای قدسی امام شهید موفق بدارد. 

اگر خادم حرم بودم، برای همه‏ی زائران آفتاب، خطابه‏ی خرسندی می‏خواندم و همه جا را بوسه باران بلاغت معنا می‏کردم و به همه‏ی مردم دنیا می‏گفتم که این جا نه تنها پناهگاه آهو، که ضمانت کرده‏ی من و تو و اوست! 

اگر خادم حرم بودم، خود را بی‏درنگ به دریای الطاف قبله‏ی هشتم می‏افکندم و پاک پاک، از آن برمی‏آمدم. 

اگر خادم حرم بودم، توفیق و فرصت خدمت را به هیچ روی، از دست وانمی‏نهادم. اگر خادم حرم بودم، خاطرات خورشیدی خویش را با خطی خوانا می‏نوشتم و خطاب به همه‏ی دل مردگان، فریاد می‏زدم که حیات ابدی و داروی شفابخش جسم و جان خویش را جز در این دیار آفتاب نخواهید یافت. 

اگر خادم حرم بودم، خون سرخ خویش را نثار سرو سرسبزی می‏کردم که جز در برابر قادر متعال، سر تسلیم و جز در برابر مولایم سر تعظیم و تکریم فرود نمی‏آورد. 

اگر خادم حرم بودم، بی‏هیچ دریغی؛ هر خدمتی را که از دست و دل و زبانم برمی‏آمد، نثار آمدگان به این مکان مقدس می‏کردم. 

اگر خادم حرم بودم، تلاش می‏ورزیدم که هیچ خط و خشی بر بدنه‏ی اندیشه‏هایم کشیده نشود و دل سپرده به ولایت و والایی و هدایتم، هرگز به راه خطا و درنگ و سستی نرود. 

اگر خادم حرم بودم، دلم را به دار محبت دوست می‏آویختم و هرگز نگاهم را به پیشگاه کسی جز امام رئوف و غریب، نمی‏دوختم. 

اگر خادم حرم بودم، به اعتلای دانش دینی خویشتن همت می‏گماشتم و از باب معرفت به منزل نور وارد می‏شدم. 

اگر خادم حرم بودم، عشق به همه‏ی خوبی‏ها را چونان گردن آویزی زیبا، به گردن فرزندانم می‏آویختم و زیبایی زیارت یار را برای همه‏ی مردم جهان نقاشی می‏کردم. 

اگر خادم حرم بودم، اخبار الطاف بی‏کرانه‏ی سرور و مولایم را در همه جا نشر می‏دادم و فریاد می‏زدم: آی انسان به کجا می‏روی؟ مهربان‏ترین رهبر دنیا، این‏جاست. زیباترین زاویه‏ی نیایش در این سمت است و خوش رایحه‏ترین عطر جهان، از مشهد به مشام جان می‏رسد. 

اگر خادم حرم بودم، دست دل همگان را می‏گرفتم و از گذرگاه عابر با ایمان، به سوی ایستگاه مواج سخاوت و علم، کرامت و حلم، بزرگواری و بخشش هشتمین اختر آسمان دین و دانایی می‏بردم و به همگان نشان می‏دادم که ما، چه امام والا مقامی داریم.  

اگر خادم حرم بودم، برای هیچ خدمتی به هیچ کس فخر نمی‏فروختم و منت نمی‏گذاشتم و با آشنا شدن هر چه بیشتر به وظایف دینی و اخلاقی خود، سعی در هر چه بهتر شدن می‏کردم. 

اگر خادم حرم بودم، با بهره‏وری از دو بال و دانش و تقوا، در فراسوی ابرها به پرواز در می‏آمدم و گرد همه‏ی خوبی‏ها و زیبایی‏ها طواف می‏کردم. 

اگر خادم حرم بودم، با امواج صدای نقاره، همه‏ی ایوان‏های بشری را از عشق و محبت سرشار می‏کردم. 

برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:24

صفحه بندی