با عرض سلام خدمت شما کاربران عزیز. این وبلاگ توسط من و دوستم طراحی شده است و امیدواریم استفاده لازم را از این وبلاگ ببرید . با تشکر مدیران وبلاگ .
كوچكی و نحیفی اش چشمم را می گیرد و تا پایان تصویرهای ذهنم را رنگ می زند. از همان اول كلام دستهای پینه بسته اش را جلو چشمهایم بالا گرفته و بریده بریده می گوید: دستهای كارگر جماعت است دیگر. می خندد به همان سادگی، درست مثل 25 ساله ها و قبل از اینكه چیزی بگویم می گوید: 62 ساله ام. این طور می گوید و من فكر می كنم در شادی 25 سالگی اش درجا می زند، حتی پیش تر از آن در آرامش لحظه تولدش.

اسم و رسم خیلی زیادی ندارد، شاید هم خیلی گمنام باشد، اما اینها جزو معرفی آدمها نمی شود، آدمها را نباید در چارچوب عناوین شناسایی كرد، عشق هم می تواند كارنامه رسمی یك آدم باشد. توی ایوان ولی عصر صحن جامع رضوی می بینمش...
تازه از آن بالا برگشته است، از نوك 70 و چند متری. انگار نه انگار 350 پله را پایین آمده است، نفسهایش منظم و آرام است، مثل نگاه كردنش، مثل حرف زدنش... سعی می كنم عین عباراتش را یادداشت كنم هیچ كس كار كردن آن بالا را قبول نمی كند. صدای چند رگه كارگرها از دور توی حرف زدنمان می پیچد. «اصلاً كسی شجاعت عمو اسدا... را ندارد كه تازه می فهم اسمش اسدا... است، بیشتر به همین نام می شناسندش تا نام «زرین مهر» عنوان خانوادگی اش. شخصیت جذابی دارد عمو اسداله...
برچسب:
نویسنده: mo sa