خرید بک لینک

درباره سایت

رضوی

با عرض سلام خدمت شما کاربران عزیز. این وبلاگ توسط من و دوستم طراحی شده است و امیدواریم استفاده لازم را از این وبلاگ ببرید . با تشکر مدیران وبلاگ .

امکانات وب

خبرÙx86اÙx85Ùx87
Ùx86ظرسÙx86جÛx8c
Ø¢Ùx85ار
Ø¢Ùx86Ùx84اÛx8cÙx86 :
بازدÛx8cد اÙx85رÙx88ز :
بازدÛx8cد دÛx8cرÙx88ز :
بازدÛx8cد Ùx87Ùx81تÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد Ùx85اÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد ساÙx84 گذشتÙx87 :
Ú©Ùx84 بازدÛx8cد :
ساعت
-->-->-->
Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯
-->-->-->-->-->-->Â Â Â Â Â Â Â
کد Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯
-->-->--> ذکر اÛx8cاÙx85 Ùx87Ùx81تÙx87 -->-->-->-->-->--> -->-->--> -->-->-->

aryanpc

Ùx83د پرÙx88از پرÙx86دگاÙx86

  شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه نقل فرموده است: 
مردی از اهل بلخ با غلام خود بقصد زیارت حضرت رضا (علیه السلام) حركت نمود تا به مشهد مقدس مشرف شدند و در حرم مطهر مشغول زیارت گردیدند و بعد از فراغ از زیارت شخص بلخی بجانب سر مقدس امام هشتم (علیه السلام) مشغول نماز شد. و غلام بطرف پائین پای مبارك بنماز ایستاد چون هر دو از نماز فارغ شدند سر بسجده نهادند سجده هر دو بطول انجامید تا اینكه شخص بلخی زودتر سر از سجده برداشت دید غلام هنوز به سجده است. 
او را صدا كرد غلام فوراً سر برداشت و گفت لبیك یا مولای. شخص بلخی گفت اَتُریُد الْحُرَّیَةَ آیا میل داری كه آزاد شوی غلام گفت بلی. گفت تو را در راه خدا آزاد كردم و فلان كنیزم را كه در بلخ است آزاد و بتزویج تو نمودم بفلان مبلغ از صداق و خودم ضامن هستم كه آن صداق را بپردازم. 
و آن فلان ملكم را بر شما مرد و زن و اولاد شما و نسل بعد از نسل شما وقف كردم و این امام بزرگوار را شاهد بر این قضیه قرار دادم. غلام از شنیدن این سخنان بگریه در آمد و قسم یاد كرد كه اكنون كه در سجده بودم همین حاجات را از خدای عالی در خواست میكردم و از بركت صاحب این قبر شریف باین حاجات ومقاصد زود رسیدم. 
( - عیون اخبار الرضا . ) 

گدای درگه تو میسزد نماید فخر 
كه بارگاه من ارفع بود ز سبح شداد 
لنَ یَخَبْ اِلانَ مَنَ رَجاكَ وَ مَنْ 
حَرَّك مِنْ دُونِ بابِكَ الْحَلَقَة

برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1391 ساعت: 18:46

صفحه بندی